آئینه ایزدنما حضرت زهرا سلام الله علیها بخش سوم

هنگامیکه شیعیانش با آن حضرت نزدیک درب بهشت مى رسند خداوند بدلها و قلوب آنان القا مى کند که برگردید و توجه و التفات کنید همینکه برگشته و توجه مى کنند حق تعالى مى فرماید اى دوستان من چرا برگشته اید با اینکه من در بین شما فاطمه دختر حبیبم را شفیعه شما دوستانم تعیین کرده ام مى گویند پروردگارا دوست داریم در چنین روزى قدر و منزلت ما شناخته گردد.
آنگاه حق تعالى مى فرماید برگردید و به بینید چه کسى شما را بخاطر حب و دوستى فاطمه دوست داشته است بنگرید چه کسى شما را بخاطر حب و دوستى فاطمه اطعام کرده است و لباس پوشانیده است به بینید چه کسى شما را به خاطر حب و دوستى فاطمه یک بار به شربتى سیرآب نموده است نظر کنید چه کسى غیبتى را از شما بلحاظ حب و دوستى فاطمه برگردانده است شما موظف هستید دست ایشان را گرفته آنان داخل در بهشت نمائید: آنگاه دارد که حضرت امام باقر علیه السلام فرمود بخدا سوگند در بین مردم کسى نماند مگر آن که شاک و یا کافر و یا منافق باشد وگرنه باقى همه شان اجماعا داخل در بهشت مى شوند: واقعا چه قدر مایه سعادت و خوشبختى است که انسان نامش در عداد شیعیان و محبان ملکه ملک و ملکوت حضرت فاطمه زهرا صلوات علیها و على ابیها و بعلها و بینها در این جهان ثبت گردد تا در نشانه آخرت و جهان ابد مدت مشمول شفاعت زهراء اطهر دختر والاگهر پیغمبر که شفیعه محشر است و از شیعیان و محبان خود شفاعت مى فرماید واقع گردد: اللهم اجعلنا من شیعتها و محبیها. آمین :
(لمولفه الربانى ) فردا که هر کسى به شفیعى زند دست

مائیم دست دامن معصومه فاطمه

 

هر کس به دل محبت زهراى مطهر است

 

اندر پناه فاطمه در روز محشر است

 

زهرا شفیعه است و شفاعت کند ز ما

 

علم الیقین مراست بلکه شهودى بماجرا

 

یا رب بحق فاطمه آن کوثر رسول

 

بنما شفاعت حضرت زهرا مرا شمول

 

تا سایه عنایت زهرا است بر سرم

 

کى بیم و ترس مراست ز صحراى محشرم

 

(ربانى ) از ازل ز محبان فاطمه (ع )

 

در محشرش بشفاعت زهرا است خاتمه

 

 

 

اشراق نهم : بیان ازدواج حضرت فاطمه زهراء با حضرت على مرتضى ولى الله اعظمعلیهما الصلوه والسلام
در اخبار آمده که نسبت بحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مظهر جمال رب متعال که در حسب و نسب و فضائل و کمالات شخصى شهره ملک و ملکوت بود و بحد بلوغ رسیده بود براى خواستگارى آن نابغه روزگار اشخا(ص )بزرگى از حضرات مهاجر و انصار محضر انور پیامبر بزرگوار شرفیاب شده خواستار ازدواج با دختر والاگهر پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم شدند ولى از آنجا که حضرت ختمى مرتبت جز با اراده و مشیت ذات احدیت مبادرت به هیچ کارى نمى کند. تقاضاى خواستگاران را نپذیرفت و دست رد بر سینه آنان زده و فرمود من در انجام این کار منتطر امر و فرمان پروردگارم هستم تا فرمان خدا چه باشد و چه دستورى بدهد من بفرمانش عمل خواهم کرد و دخترم فاطمه را باو تزویج خواهم نمود.
دارد که حضرت نبى خاتم منتظر امر الهى بود که جبرئیل حامل وحى بر آنحضرت نازل گردید و پس از ابلاغ سلام خدا به آن حضرت گفت ذات احدیت مى فرماید لو لم اخلق علیا لها لما کان لفاطمه ابنتک کفو على وجه الارض آدم فمن دونه :
یعنى اگر من على مرتضى را نیافریده بودم براى دخترت فاطمه بر روى زمین از آدم و بعد از او تا قیامت کفو و همتائى نبود: از بحار الانوار محدث عالیقدر مجلسى : و لنعم ما قیل :

 

حق چو ندید همسرش در همه ممکنات از آن

 

واجب و لازم آمدش خلقت حیدر آورد)

 

 

 

جبرئیل عرض کرد خدمت حضرت ختمى مرتبت که خداوند متعال امر فرموده که دخترت فاطمه را به ازدواج حضرت على مرتضى در آورى زیرا احدى در نظام وجود از غیب و شهود لیاقت و شایستگى همسرى با او را جز على علیه السلام ندارد بلکه آنکه کفویت در تمام شئون کمالیه با فاطمه (س ) دارد منحصرا على (ع )است لذا حسب الامر و فرمان صادر از صقع الوهى پیغمبر اکرم (ص ) فاطمه (ع )دخترش را بعنوان همسرى بعلى (ع ) داد (و این ازدواج مبارکباد).
پس ولایت این ازدواج با خدا بود و خطبه خوان عقد ازدواج جبرئیل و ندا کننده میکائیل و دعوت کننده اسرافیل و پخش کننده نقل و شیرینى و حلویات ملکوتى عزرائیل (که این چهار نفر حاملین عرش ربوبى ) هستند و شهود این واقعه مبارکه ملائکه عوالم عالیه و سافله بوده است :
و ضمنا دستور از صقع ربوبى صادر گردید که شجره طوبى میوه هاى خود را نثار نماید درخت طوبى هم به نثار در ابیض و سفید و یاقوت احمر و سرخ و زبرجد اخضر و سبز و لولو تازه پرداخت و حور العین آنها را جمع نموده و بیکدیگر هدیه میدادند این گفتار درر بار از کتاب بحار الانوار علامه مجلسى متخذ است :
و نیز در روایت دیگر از جابربن عبدالله نقل شده است که هنگامیکه حضرت رسول الله صلى الله علیه و آله فاطمه زهرا (س ) را بامیر اهل ایمان على مرتضى (ع )تزویج فرمود ذات اقدس حقتعالى و مبدء اعلى از فوق العرش خود آندو بزرگوار را با یکدیگر تزویج نموده و جبرئیل خطبه خوان و میکائیل به معیت هفتاد هزار فرشته شهود عقد بوده اند: از بحار مجلسى :
مطابق مستفاد از اخبار معتبره عقد ازدواج فاطمه زهرا با على مرتضى (ع )با چندین خطبه واقع گردیده که بعضى سماوى و بعضى ارضى و برخى در عرش و برخى در فرش انجام گرفته است که ما بلحاظ رعایت اختصار بیکى از آن خطب تبرکا در این مقام اکتفاء مى نمائیم : در حدیث طویلى آمده است :
اوحى الله الى الامین جبرئیل ان ارق منبر الکرامته فرقى حتى استوى على المنبر و اقفا فقال خطیبا: الحمدالله الذى خلق الارواح و فلق الاصباح و صور على عرشه خمسه الاشباح محى الاموات
جامع الشتات و مخرج النبات و منزل البرکات بارى الانام و منشى الغمام لا تشتبه علیه الاصوات و لا تخفى علیه اللغات لا تاخذه نوم لا نسیان و نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له :
و نشهد ان محمدا عبده و رسوله و نشهد ان على بن ابیطالب خلیفته نبیه و اشهدوا یا ملائکته المقربین و الملائکته الراکعین و الملائکته المسبحین و جمیع اهل السماوات و الارضین بانى زوجت سیده نساء العالمین بنت محمد الامین فاطمه الزهراء بعلى بن ابى طالب سیده الوصین الا ان لها بامر رب العالمین خمس الدنیا ارضها و سمائها و برها و بحرها و جبالها و سهلها و اوحى الله تعالى الیهم انى قد زوجت ولى و وصى رسولى علیا ابن ابى طالب بسیده نساء العالمین فاطمه الزهراء : (از جنبه العاصمه صفحه 100)
مفاد این حدیث شریف نورانى این است که ذات اقدس الوهى بملک مقرب دربار خود وحى نمود که بر منبر عرشى کرامت قرار گیرد و با خواندن خطبه اى تزویج حضرت فاطمه (ع )را بحضرت ولى الله اعظم على علیه السلام اعلام نماید.
لذا جبرئیل در خطبه اش چنین گفت حمد و سپاس خداوندى را که خالق ارواح و فالق اصباح و مصور صور پنجگانه اشباح و محیى اموات و جامع الشتات و گرد آورنده پراکنده ها و بیرون آورنده نبات و گیاهان و نازل کننده برکات و هستى بخش انان و مردمان و پدید آوردنده قمام و ابرهااست .
آن خدائى که اصوات بر او مشتبه و لغات بر او پوشیده و مخفى نشود و او را خواب و فراموشى فرا نگیرد.
و شهادت و گواهى میدهم بیگانگى و یکتائى او باینکه جز او خدائى نیست و شریکى در کشور هستى براى او نیست و نیز شهادت و گواهى میدهم که حضرت ختمى مرتبت محمد بنده مقرب و رسول او است و نیز شهادت و گواهى مى دهم که حضرت على بن ابى طالب (ع ) خلیفه و جانشین نبى اکرم (ص ) است :
شما اى فرشتگان مقرب دربار ربوبى و اى ملائکه راکعین و مسبحین و شما اى جمیع ساکنین سماوات و ارضین همه تان شاهد و گواه باشید که من بانوى زنان جهانیان و سیده نساء عالمین که دختر والاگهر حضرت خاتم النبین که مشتهر به محمد امین مى باشد حضرت ملکه ملک و ملکوت علیا مکرمه فاطمه زهرا را بحضرت على بن ابیطالب سید و سالار اوصیاء تزویج نمودم آگاه باشید و بدانید که حسب الامر حضرت رب العالمین خمس دنیا اعم از زمین و آسمان و بر و بحر و جبال و دشت به او متعلق است و از آن اوست .
و ذات اقدس ذوالجلال و الاکرام به آنان وحى فرمود که من که مالک الملک و الملکوت و صاحب العز و الجبرئتم اینک من ولى و وصى رسولم على ابن ابیطالب را بسیده نساء عالمین فاطمه زهرا تزویج کردم .
وقوع عقد نکاح و ازدواج ملکه دو سرا و سیده نساء عالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با سلطان العارفین و امیرالمؤ منین ولى الله الاعظم على مرتضى علیه السلام در زمین
و نیز از حضرت رسول الله خاتم انبیاء محمد مصطفى علیه و آله افضل التحیته و الثناء نقل شده است که فرمود فرشته اى از صقع ربوبى و پیشگاه الوهى نزد من آمد و گفت یا محمد ان الله یقرا علیک السلام و یقول انى قد زوجت ابنتک من على ابن ابى طالب فى الملاء االاعلى فزوجها منه فى الارض اى محمد بدرستیکه ذات قدوسى جهات الوهى بتو سلام مى رساند و مى فرماید من که خدایم و صاحب ولایت کلیه مطلقه ام دختر والاگهر تو فاطمه زهرا را د ملاء اعلى در بین کاخ نشینان عرشى و ملکوتیان به عقد ازدواج امیر اهل ایمان على بن ابى طالب در آوردم و براى او تزویج کردم اینک تو هم او را در زمین به عقد زوجیت دائمیه على مرتضى در آور.
مطابق نقل روایات معتبره و احادیث متواتزه مراسم عقد ازدواج ملکه ملک و ملکوت فاطمه لاهوتى صفات قبل از اینکه در زمین برگذار شود بفاصله چهل یوم پیشتر در عالم بالا و آسمان الوهى تحقق یافته و سپس بفرمان ربوبى در عالم سفلى این مراسم بموقع اجرا گذارده شده و انجام یافته است .
و خلاصه مطلب در این رابطه برابر روایات وارده این است : حسب الامر الهى و فرمان ربوبى نسبت به تزویج فاطمه علیهماالسلام پیغمبر اکرم (ص )دستور بعلى (ع )داد بمسجد رفته مردم را احضار و جریان امر را بآنان اعلام نماید على مرتضى (ع )با حال فرح و شادى روانه بطرف مسجد گردید در بین راه ابوبکر و عمر با على روبر و شده و على را مسرور و شادمان ملاقات نموده سبب شادى از وى پرسیدند على (ع )فرمود پیغمبر اکرم (ص ) با ازدواج من و فاطمه (ع )موافقت فرموده و به : خبر داده که خدا خود مراسم ازدواج فیما بین من و فاطمه را در آسمان و عرش اعلى اجرا نموده است و اینک حضرت رسول الله به دنبال من وارد مسجد خواهد شد تا این مطلب را در حضور مردم به آنان ابلاغ فرماید آن دو نفر که بر جریان امر متحضر شدند ابراز فرح و خوشحالى نموده با من بمسجد آمدند.
آنگاه طولى نکشید که رسل الله در حالیکه چهره مبارکش از شادى و سرور مى درخشید وارد مسجد گردید و نظر کرد دید مسجد مملو از جمعیت شده است بلافاصله بالاى منبر قرار گرفته و سر پا ایستاده خطبه عرشیه اى مفصلا ایراد فرمود و سپس ماموریت خود را به استحضار مردم حاضر در مسجد رسانید.
فرمود مردم بدانید و آگاه باشید خداوند متعال ذات اقدس ذوالجلال و الاکرام به من امر کرده و دستور داده که فاطمه دختر گرامى خود را به على بن ابیطالب (ع )تزویج نمایم حقتعالى خود در عالم بالا و آسمان الوهى آندو را به عقد ازدواج یکدیگر در آورده و فرشتگان را شاهد و گواه گرفته و به من دستور داده و امر فرموده است که او را در زمین بعلى تزویج نمایم و اینک من شما را بر این مطلب شاهد و گواه مى گیرم (ثم جلس و قال قم یا على و اخطب لنفسک ). بعد از خواندن خطبه اش از منبر پائین آمده و نشست و آنگاه بعلى فرمود برخیز با على و براى خود خطبه بخوان على هم حسب الامر پیغمبر اکرم (ص ) از جاى برخاسته و بخطبه خواندن پرداخت و پس ‍ از حمد و سپاس الهى و شکر نعم نامتناهى و درود بر حضرت خاتم انبیا و سرور اصفیاء محمد مصطفى (ص ) فرمود ان النکاح مما امر الله تعالى به و اذن فیه و مجلسنا هذا مما قضاه الله تعالى و رضیه و هذا محمدبن عبدالله رسول الله (ص ) زوجنى ابنته فاطمه به صداق اربعتمائته درهم و دینار و قد رضیت بذالک فاسلوه و اشهدوا. فقال المسلمون زوجته یا رسول الله . قال نعم قال المسلمون بارک الله لهما و علیهما و جمع شملهمها یعنى محقق و مسلم است که نکاح از جمله چیزهایى است که خداوند متعال دستور داده و در نظام تشریع آنرا تجویز و اجازه نسبت باین سنت سنیه صادر فرموده است .
و مجلس ما اکنون از مجالسى است که قضاء الهى تشکیل آنرا خواسته و رضایت بانجام مراسم آن مرحمت و عنایت فرموده است .
این حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبدالله صلى علیه و آله است که دختر گرامیش حضرت فاطمه را به عقد مزاوجت و زناشوئى من در آورده است بصداق و مهریه اى که عبارت از چهارصد درهم و دینارى باشد و من از این وصلت و ازدواج بى نهایت راضى و خوشنود و خوشحالم شما مراتب مذکوره را از آن حضرت سئوال و پرسش کنید و بر این واقعیت شهادت و گواهى دهید.
مسلمانان حاضر در آن محفل اجماعا از حضرت نبى اکرم پرسیدند یا رسول الله آیا شما حضرت فاطمه را به عقد مزاوجت حضرت على مرتضى در آوردى حضرت فرمود بلى آن جماعت همگى گفتند خداوند براى آن دو این ازدواج را مبارک فرماید و امورشان را به سامن برساند (این مضامین بر سبیل اجمال و اختصار از کتاب دلائل الامامته طبرى متخذ است .)
در بیان شب زفاف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
در کتاب امالى شیخ علیه الرحمه در حدیثى آمده چون شب زفاف فاطمه ع فرا رسید حضرت پیغمبر اکرم صلى علیه و آله و سلم شتر شهباء خود را در حالیکه آنرا مجهز بر و پوشى نموده بود آورده و بدخترش فاطمه فرمود بر ناقه نامبرده سوار شود پیغمبر زمام مهار ناقه را بدست سلمان داد و خود حضرتش از پشت سر ناقه را مى راند در بین راه صداى افتادن چیزى را شنید مشاهده فرمود دید جبرائیل و میکائیل با گروه بسیارى از فرشتگان هبوط به زمین نمودند پس پیغمبر از سر فرود آنان بزمین پرسید چه باعث شده که شما بزمین فرود آمدید عرض نمودند آمدیم تا بعنوان همراهى عروس عالیه مقام را به خانه داماد عالیقدر حضت على بن ابیطالب به بریم آنگاه جبرائیل و میکائیل با جمع ملائک و فرشتگان با خاتم پیغمبران حضرت محمد صلى الله علیه و آله تکبیر گویان بخانه امیر اهل ایمان على مرتضى علیه السلام آمدند و از آن زمان تکبیر گفتن در عروسى ها رایج و مرسوم گردیده است .
و نیز در کتاب تاریخ بغداد از این عباس روایت شده که گفته است در شب عروسى علیا مکرمه حضرت فاطمه علیهاالسلام موقعیکه او را به خانه حضرت على مرتضى علیه السلام مى بردند. حضرت رسول الله صلوات الله علیه در جلو و جبرئیل در طرف چپ و هفتاد هزار فرشته پشت سرش ‍ تسبیح گویان حرکت و تا طلوع فجر به تسبیح و تقدیس رب متعال اشتغال داشتند (در شب عروسى حضرت ملکه ملک و ملکوت فاطمه زهرا سلام الله علیها در حالیکه عروس عالیه مقام را بخانه شوهرش حضرت على بن ابیطالب مى بردند شش زن رجز خوانى نمودند.
دارد که اول آنان ام السلمه بود که چنین سرود:

 

سرن بعون الله یا جاراتى

 

و اشکرنه فى کل حالات

 

و اذکرن ما انعم رب العلى

 

من کشف مکروه و آفات

 

و سرن مع خیر نساء الورى

 

تفدى بعمات و خالات

 

یا بنت من فضله ذو العلى

 

بالوحى منه و الرسالات

 

بارک لنا و احفظ محبیها غدا

 

حر اللضلى یا قاضى الحاجات

 

واها لهذا العیش واها واها

 

 

 

دوم ام هانى بود که چنین سرود

 

ان اباها سید الانام

 

و امها ملیکته الایام

 

و بعلها قسوره الا جام

 

و کاسر الاوثان و الاصنام

 

واها لهذا لعیش واها واها)

 

 

 

سیم فاطمه بنت زبیرابن عبدالمطلب بود که چنین سرود

 

واها ثم واها واها

 

لواننا نلنا المنى نلناها

 

ان اباها و ابا اها

 

قد بلغا فى المجد غایتاها

 

واها لهذا العیش واها واها

 

 

 

چهار حفصه بود که در رجز خود چنین سرود

 

یا اخوتى انظرن مصباح الدجى

 

و من بها الناس کلا التجا

 

لوم لم یکن للمصطفى وصیه

 

لیس لها فى الدهر کفویر تحبى

 

واها لهذا العیش واها واها

 

 

 

در بعضى نسخ آمده که حفصه چنین سروده است

 

فاطمه خیر نساء البشر

 

و من لها وجه کوجه المقر

 

فضلک الله على کل الورى

 

بفضل من خص باى الزمر

 

زوجک الله فتى فا ضلا

 

اعنى علیا خى من فى الحضر

 

فسرن جاراتى بها آنها

 

کریمته بنت عظیم الخطر

 

واها لهذا العیش واها واها

 

 

 

پنجم عایشه بود که در رجز خود چنین سرود

 

ان اباها کان خیر الناس

 

و امها ملیکته الاجناس

 

و عمها الحمزه العباس

 

و بعلها ذوالشده و الباس

 

(و اها لهذا العیش و اها واها)

 

 

 

ششم ام ایمن بود که در رجز خود چنین سرود

 

طوبى لها سیده النساء

 

ان اباها خیر انبیاء

 

و بعلها سید اوصیا

 

طوبى لاهل الارض و السماء

 

(و اها لهذاالعیش واها واها)

 

 

 

دارد که هنگام سرودن این اشعار در ربار بانوان اول هر بیت را تکرار مى نمودند و تکبیر گویان وارد خانه گردیدند.
و در خبر آمده که حضرت رسول الله صلى الله علیه و آله حضرت على مرتضى داماد بزرگوار خود را احضار و سپس دختر والاگهرش فاطمه را فرا خواند آنگاه دست او را گرفته در دست على علیه السلام گذارده فرمود بارک الله فى ابنته رسول الله ) یعنى خداوند متعال برکت و خیر به تو در دختر رسول خدا قرار دهد.
و در خبر دیگر آمده حضرت ، دست فاطمه را در دست على گذارده و قال یا اباالحسن هذه ودیعته اله و ودیعته رسوله عندک یعنى اى ابوالحسن این ودیعه و امانت خدا و رسول اوست در نزد تو و در خبر دیگر آمده که حضرت رسول الله فرمود (مرحبا ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان یعنى خوش آمدند دو دریائى که با یکدیگر بهم اتصال و ملاقات حاصل کرده و دو ستاره اى که قرین یکدیگر شده اند (بحار الانوار)
در این مقام مناسب دیدم اشعار در ربار ذیل را که از اختر طوسى است و الحق عالى است ذکر نمایم :

 

این شنیدستم که روزى خواجه والاتبار

 

احمد مختار یکتا گوهر درج فخار

 

بود مشغول عبادت در سراى خویشتن

 

با دلى خالى ز حب عالم بى اعتبار

 

ناگهان جبرئیل از دربار دادار جلیل

 

گشت نازل پیش آن مهر سپهر اقتدار

 

گفت یا احمد ترا بادا بشارت کز کرم

 

مالک دنیا و عقبى حضرت پروردگار

 

عقد زهرا و لى را بست در عرش مجید

 

پیش از آن کان امر اندر فرش یابد اشتهار

 

گفت من تزویج بنمودم کنیز خویش را

 

با گرامى بنده خود قاسم فرودوس و نار

 

در زمین اکنون تو هم اى آسمان مکرمت

 

مجلسى آورد فراهم خوشتر از دار القرار

 

نور را با نور کن تزویج با صد اهتمام

 

تا که گردد معنى نو على نور آشکار

 

این بشارت را نبى چون از بشیر حق شنید

 

روى او بشکفت چون گل از نسیم نو بهار

 

ابن عم خود على را خواند پیش خویش

 

ز آنکه در هر کار بودش مستشیر و مستشار

 

مجلسى آراست مانند بهشت جاودان

 

ونداران مجلس که خالى بود از عیب و عوار

 

ابنیاء بنشسته از هر سو ردیف اندر ردیف

 

اولیا استاده از هر سو قطار اندر قطار

 

آدم و حوا از عشرت چون غلام و چون کنیز

 

حیدر و صدیقه را گشته ز جان خدمتگذار

 

موسى از یکسو بکف بگرفته ابریق بلور

 

عیسى از یکسو یکف بگرفته طشت زرنگار

 

/ 5 نظر / 167 بازدید
مملی کوچولو

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به وبلاگ منم سربزنید اگه موافق باشید منو لینک کنید بعد به منم تو قسمت نظرات وبلاگم بگید تا شما رو لینک ممنون boy-bad16.tk

مملی کوچولو

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به وبلاگ منم سربزنید اگه موافق باشید منو لینک کنید بعد به منم تو قسمت نظرات وبلاگم بگید تا شما رو لینک ممنون boy-bad16.tk

MoNtAzEr

تعاریف عجیب اندیشمند مسیحی از علی(ع) . . . منتظرم [گل]

sara

سلام شيماجون خيلي وبلاگ قشنگي داري.. به وبلاگ منم سربزني عزيزم... موفق باشي....[قلب]

MoNtAzEr

اخرین پست سال 1392 . . . . [گل]