فاطمه علیها سلام الگوى حیات زیبا

فاطمه علیهاالسلام اسوه حیات زیباست ...
فاطمه انسان کامل است و الگویى است براى تکامل ...
فاطمه علیهاالسلام نه فقط هدایت گرى است در مسیر کمال بلکه به مقصد رساننده است ؛ چرا که داراى فضایلى است که انبیا آنها را داشته اند... داراى فضایل رسول الله است و به فرموده برخى از بزرگان : فاطمه علیهاالسلام اگر مرد بود، پیامبر بود...
راستى فاطمه علیهاالسلام را با چه کسى باید مقایسه کرد؟
با انبیا، که برتر از انبیاست ...
فاطمه علیهاالسلام را مى بایست تنها با خاتم انبیا و تنها باید با دیگر معصومین قیاس کرد و بس .
فاطمه علیهاالسلام کیست که در هنگام نماز در پیشگاه معبود، خدا به وجودش افتخار مى کند و چه گوهر ناشناخته ایست که رضا و خشم خود را در رضا و خشم وى مى داند!
فاطمه علیهاالسلام لیلة القدر است و شناخت فاطمه علیهاالسلام در شناخت لیلة القدر است .
در این بانوى بزرگ چه اسرارى نهفته است که چنین جایگاهى در نزد خداوند دارد؟
آرى ... بدون شک از شناخت مقام عصمت و ولایت فاطمه علیهاالسلام عاجزیم ! تنها به اندازه توان خود به گردآورى احادیثى چند پیرامون زندگانى و شخصیت او پرداخته ایم ، که به نام نامى یازده فرزندش در یازده بخش تنظیم گردیده و بدین وسیله نقدیم خوانندگان گرامى مى شود.
به امید آن که فرداى قیامت مشمول شفاعت حضرتش شویم ...
قم حوزه علمیه
محمد جواد مروجى طبسى
23/6/1380
میلاد نور
مدت ها بود که زنان عرب از خدیجه همسر گرامى رسول خدا صلى الله علیه و آله به خاطر ازدواج با آن حضرت ، فاصله گرفته بودند.
هاله اى از غم و اندوه او را گرفته بود و در خانه هیچ مونسى نداشت تا در نبود پیامبر صلى الله علیه و آله با او انس بگیرد که ناگه سکوت مطلق شکسته شده و جنین با مادر خود سخن گفته و دلداریش مى دهد. این بماند که در این مدت با مادر خود چه مى گفت و چه مى شنید زیرا تاریخ به درستى از این گفتگوهاى اسرارآمیز پرده بر نداشته چرا که مادر مؤ منان آن را در هاله اى از ابهام گذارد. راستى این جنین کیست و حقیقت او چیست که ماهها با مادر سخن مى گوید و او آنها را از پیامبر صلى الله علیه و آله کتمان مى کند.
نوشته اند روزى پیامبر صلى الله علیه و آله وارد خانه شد شنید که خدیجه با کسى سخن مى گوید! از روى تعجب پرسید: اى خدیجه ! با که سخن مى گویى ؟!
گفت : با این جنین که در شکم دارم ، اوست که با من سخن مى گوید و مایه انس من شده است .
پیامبر فرمود: اى خدیجه بدان این جبرئیل است که به من مى گوید: این جنین دختر است و خداوند نسل مرا از او قرار داده و از نسلش امامانى به عنوان جانشین من معین خواهد کرد.(1)
آرى ؛ جهان در انتظار مقدم عالى ترین نمونه زن بود که تاکنون به خود ندیده بود، که با میلادش براى زنان عالم هستى ، الگو و اسوه قرار گیرد.
و اینک ... نزدیک زایمان خدیجه شده ،از زنان عرب درخواست کمک کرد، اما آنها از روى کینه و دشمنى که با وى داشتند پاسخ منفى دادند و از هر گونه کمک امتناع ورزیدند.
او در این فکر بود که چه کند و چه کسى در این مشکل به کمکش ‍ مى شتابد... ناگهان حضور چهار زن بلند بالاى سیاه چهره را که گویا از زنان بنى هاشم بوده باشند، در خانه احساس نمود.
خدیجه از دیدن آنها لرزه بر اندامش افتاد چرا که تا کنون آنها را ندیده بود...یکى از آنها گفت : اى خدیجه ! غم مخور؛ چرا که ما فرستادگان پروردگار تو مى باشیم ما خواهران تو هستیم . من ساره و این آسیه دختر مزاحم و آن مریم و آن یکى کلثم خواهر موسى بن عمران است . خداى ما را فرستاد تا در امر زایمان تو را یارى نماییم .
این چهار زن در طرف راست و چپ و پیش رو و پشت سر خدیجه قرار گرفتند، لحظاتى چند این مولود با سعادت قدم به عرصه گیتى نهاد...آن مولود فاطمه بود... او بدنیا آمد تا زمین را نورانى کند، پس از آن که آسمانها را از نور خود منور ساخته بود.
از این روى به هنگام ولادت فاطمه نورى از وجودش پدیدار شد که تمام خانه هاى مکه را در هاله اى از نور فرو برد و در شرق و غرب عالم هستى جایى نبود که نور فاطمه در آن جا نتابیده باشد.
فاطمه علیهاالسلام را با کوثر شستشو داده و در دو پارچه سفید پیچیده و از او خواستند تا سخن گوید.
فاطمه به اراده پروردگار، لب به سخن گشوده و رسالت و پیامبرى محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و ولایت على علیه السلام و امامت یازده فرزندش را گواهى داد.(2)
مورخان سال روز میلاد با سعادت فاطمه را بیستم ماه جمادى امثالى سال پنجم بعثت نگاشته اند.
مرحوم مفید درباره این روز مبارک مى نویسد: روز بیستم ماه جمادى الاخر روزى است که فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله متولد گردید و آن روزى است که همه ساله شادى و سرور مؤ منین تجدید مى شود، از این روى مستحب است که در روز میلاد فاطمه علیهاالسلام کارهاى نیک انجام پذیرد و صدقه به فقراء و مساکین داده شود.(3)
شخصیت فاطمه از دیدگاه پیامبر
شاءن و منزلت فاطمه زهرا علیهاالسلام را همین بس که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله درباره اش زیباترین سخنان را بیان فرموده که درباره هیچ یک از زنان عالم چنین چیزى نفرموده حتى درباره همسر و سایر دختران خود.
اینک از میان دهها روایتى که درباره این شخصیت بى نظیر نقل گردیده به چند روایت بسنده کرده سپس به نکاتى در این جهت اشاره اى خواهیم داشت :
1- فاطمه علیهاالسلام پاره تن پیامبر
بخارى در صحیح خود از ولید از ابن عیینه از عمر بن دینار از ابى ملیکه از مسور بن مخرمه از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: فاطمة بضعة منى فمن اءغضبها اءغضبنى ؛ فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است هر که او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است .(4)
2- فاطمه علیهاالسلام قلب پیامبر
حسن بن سلیمان در کتاب محتضر از تفسیر ثعلبى از مجاهد از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت کرده که روزى آن حضرت از خانه بیرون آمد و در حالى که دست فاطمه علیهاالسلام را گرفته بود، چنین فرمود: هر که این را مى شناسد که شناخته است و هر که وى را نمى شناسد بداند: این فاطمه علیهاالسلام دختر محمد است و او پاره تن من مى باشد، او قلب من است که در بین دو پهلوى من قرار گرفته است ؛ پس هر که او را آزار دهد مرا آزار داده و هر که مرا آزار دهد خداى را آزار داده است . (5)
3- فاطمه علیهاالسلام تار موى پیامبر
جابر بن عبدالله گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه علیهاالسلام شعرة منى ؛ فمن آذى شعرة منى ، فقد آذانى فقد آذى الله و من آذى الله لعنه الله ملاء السموات و الارض .(6)
فاطمه علیهاالسلام تار موى من است و هر که به تارى از موهاى من آزار برساند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار رسانده است و هر که خدا را آزار برساند، خداوند به اندازه آسمان ها و زمین او را لعنت خواهد کرد.
4- فاطمه نور چشم پیامبر
ابن فتال نیشابورى ضمن حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله آورده است که به على علیه السلام فرمود: یا على ، آن فاطمه علیهاالسلام بضعة منى و هى نور عینى و ثمرة فؤ ادى . على جان ؛ فاطمه علیهاالسلام پاره تن من و نور چشم و میوه دلم مى باشد.(7)
5- فاطمه علیهاالسلام مایه سرور پیامبر
امام حسین علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت کرده است که فرمود: فاطمه علیهاالسلام بهجة قلبى وابناها ثمرة فؤ ادى و بعلها نور بصرى ؛ فاطمه علیهاالسلام مایه سرور و خوشحالى من مى باشد، همچنین دو فرزندش میوه دلم و همسرش نور چشمم مى باشد.(8)
6- فاطمه برتر از آسمانها و زمین
و در حدیثى دیگر درباره خلقت فاطمه علیهاالسلام فرمود: پس خداوند از نور دخترم فاطمه علیهاالسلام آسمان ها و زمین را آفرید، پس آسمان ها و زمین از نور دخترم فاطمه علیهاالسلام است و نور دخترم فاطمه علیهاالسلام از نور پروردگار است و دخترم فاطمه علیهاالسلام برتر از آسمانها و زمین است .(9)
7- فاطمه برگزیده خداوند
خطیب بغدادى ضمن اشاره به معراج پیامبر صلى الله علیه و آله از آن حضرت چنین روایت کرده که فرمود: همان شبى که مرا به آسمان بردند دیدم که بر درب بهشت چنین نوشته بود: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، على حبیب الله ، و الحسن و الحسین صفوة الله ، فاطمه علیهاالسلام خیرة الله و على باغضهم لعنه الله (10)
8- فاطمه یکى از حجت هاى خدا
طبرى در بشارة المصطفى به سند خود از امام زین از پدرش از امیر مؤ منان از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: اءنا و على و فاطمه علیهاالسلام و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین حجج الله على اءعداءنا اءعداءالله و اءولیاءنا اءولیاءالله ؛ من و على و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین و نه فرزند از فرزندان حسین حجت هاى خداوند بر بندگان او هستیم ، دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدا هستند.(11)
9- فاطمه بهترین زنان اءمت
انس بن مالک از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: بهترین زنان امتم فاطمه علیهاالسلام دختر محمد صلى الله علیه و آله است (12)
10- برترین زنان اولین و آخرین
و در روایت دیگرى که از پیامبر صلى الله علیه و آله رسیده چنین آمده : مردان عالم در زمان من على است و برترین زنان اولین و آخرین فاطمه علیهاالسلام است .(13)
11- اگر تمام خوبى ها مجسم شود
هم چنین درباره شخصیت بى مانند فاطمه علیهاالسلام فرمود: ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمه علیهاالسلام بل هى اءعظم ؛اگر تمام خوبى ها و فضایل اخلاقى مجسم شود، شایسته است که فاطمه علیهاالسلام باشد؛ بلکه فاطمه علیهاالسلام والاتر از همه آنها مى باشد.(14)
12- فاطمه مریم کبرى است
و از جمله بیانات و سفارش هایى که رسول خدا صلى الله علیه و آله در حال احتضار به على داشت این بود؛ على جان ؛ فاطمه علیهاالسلام امانت خدا و رسولش در نزد تو مى باشد، پس از این امانت خوب نگهدارى کن و مى دانم که چنین خواهى کرد، بدان که او مریم کبرى است .(15)
13- عزیزترین مردم نزد پیامبر
شیخ طوسى به سند خود از عبدالله بن حارث بن نوفل نقل کرده که گفت از سعد بن مالک شنیدم که مى گفت : از رسول خدا شنیدم که مى فرمود: فاطمه علیهاالسلام بضعة منى من سرها فقد سرنى و من ساءها فقد ساءنى ، فاطمه علیهاالسلام اءعز البریة على ؛ فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است هر که او را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر که او را آزار دهد مرا آزار داده فاطمه علیهاالسلام عزیزترین مردم نزد من مى باشد. (16)
14- محبوب ترین مردم
علامه مجلسى از برخى کتابهاى مناقب به سند خود از اسامه نقل کرده که گفت : روزى در مسجد به على و عباس گذر کردم در حالى که به بحث نشسته بودند، چون مرا دیدند از من خواستند که از پیامبر صلى الله علیه و آله براى شان اجازه ملاقات بگیرم .
گوید: به رسول خدا عرض کردم : این على و عباس هستند که اجازه ملاقات مى خواهند.
حضرت فرمود: آیا مى دانى چه چیزى آنها را به این جا آورده است ؟
گفتم : به خدا سوگند که نمى دانم .
فرمود: اما من مى دانم براى چه به این جا آمده اند و سپس اجازه ورود به آنها داد.
پس آن دو وارد شده و پس از سلام و اداى احترام در محضرش نشسته و اظهار داشتند اى رسول خدا کدام یک از افراد خانواده ات در نزد تو محبوب تر هستند؟پیامبر پاسخ داد: فاطمه .(17)
اما نکاتى که از روایات گذشته به دست مى آید به چند نکته خلاصه مى شود: 1.پیامبر بزرگوار اسلام صلى الله علیه و آله عنایت ویژه اى بر تبیین شخصیت فاطمه علیهاالسلام و معرفى او و جایگاه والایش داشتند بدین جهت با بردن فاطمه علیهاالسلام در جمع صحابه و گرفتن دست او به معرفى دختر خود پرداخته ، و او را پاره تن و قلب و تار موى و نور چشم و میوه دل خود دانسته که این مسئله بسیار مهم و قابل مطالعه است .
2.از روایات گذشته و ده ها روایت دیگر به دست مى آید که فاطمه علیهاالسلام برتر از زنان تمام زنان عالم خلقت مى باشد و هیچ یک از آنها در فضیلت و بلندى مرتبه به او نمى رسند، حتى مریم مادر حضرت عیسى ، و این سخن از پیامبر صلى الله علیه و آله در شاءن و مقام فاطمه بهترین پاسخ براى یاوه گویى برخى از ناآگاهان و یا غرض ورزان به مقام والاى فاطمه علیهاالسلام است که گاهى از روى ناآگاهى و یا غرض ورزى مى گویند، فاطمه علیهاالسلام همانند یکى از زنان عادى است .
بسى جاى تعجب است مگر زنان عادى در زمان پیامبر نبودند؟ پس چرا این سخنان ارزشمند را درباره یکى از آنها نفرمود و چرا آن همه بر شخصیت فاطمه علیهاالسلام تکیه کرد.
3.هیچ گاه از سفارش نسبت به فاطمه علیهاالسلام دریغ نورزیده و پیوسته امت اسلامى را به احترام از وى و رعایت حق او فرا مى خواند.
4.نکته پنجم این است که هر جا سخن از فاطمه علیهاالسلام به میان مى آورد مسلمانان را به دوستى او و اهلبیت محترمش فرا خوانده و از دشمنى با آنها سخت بر حذر مى داشت .فاطمه و ازدواج با على
آن روزى که فاطمه علیهاالسلام به همراه على و سایر فاطمیات مکه را به قصد مدینه ترک گفته و وارد مدینه شد، درخواست هاى مکررى از پیامبر صلى الله علیه و آله شده و خواستگاران فراوانى براى وى آمدند، اما آن حضرت همه آن ها را رد کرد.
ابن شهراشوب مى نویسد: ابوبکر و عمر هر یک چند مرتبه از پیامبر صلى الله علیه و آله در خواست ازدواج با فاطمه علیهاالسلام دخت پیامبر صلى الله علیه و آله را داشتند ولى پیامبر صلى الله علیه و آله آنها را رد مى کرد.(18)
روزى آن دو به نزد عبدالرحمن بن عوف که مردى ثروتمند بود، رفته و اظهار داشتند اموال و ثروت تو از همه قریشیان بیشتر است و اگر چنان چه به خواستگارى دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله بروى بر مال و ثروت و آبرویت افزوده خواهد شد! او نیز به نزد پیامبر خدا صلى الله علیه و آله رفت تا چنین درخواستى از او بنماید اما باز هم مورد اعتراض قرار گرفت .(19)
نوشته اند: او ضمن خواستگارى از فاطمه علیهاالسلام مهر زیادى را مطرح کرد، اما پیامبر صلى الله علیه و آله سخت عصبانى شده و به نشانه اعتراض ‍ بر این سخن ، سنگ ریزه اى را برداشته ناگهان همان سنگ در دستش شروع به گفتن تسبیح کرد، سپس آن سنگ را در دامان خود انداخت که در دم تبدیل به در و مرجان شد.(20)
تلاش یاران و خواستگارى على علیه السلام
برخى از یاران پیامبر صلى الله علیه و آله از سخنان آن حضرت در مورد فاطمه علیهاالسلام که اختیارش در دست پروردگار مى باشد، چنین دریافتند که شاید نظر پیامبر صلى الله علیه و آله به على باشد، و علت این که على دست به این کار نزده ممکن است فقر و تنگدستى بوده باشد.
از این رو ابوبکر به نزد سعد بن معاذ رفته و اظهار داشت آیا دوست دارید تا به نزد على رفته و از او در خواست کنیم تا از فاطمه علیهاالسلام خواستگارى کند و اگر چنان چه دستش خالى بود او را کمک کنیم ؟با اظهار موافقت سعد و استقبال از این پیشنهاد هر سه به سراغ على رفته و او را در باغ یکى از انصار در حال کشیدن آب از چاه یافتند.
چون نگاه على علیه السلام به آن ها افتاد از روى تعجب پرسید: خبر تازه اى هست ؟ براى چه به این جا آمده اید؟ ابوبکر گفت : اى ابوالحسن هیچ خصلت خوبى نیست مگر آن که در تو بوده باشد و جایگاه خودت را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله بهتر از ما مى دانى ؟ مقصود ما از آمدن به سوى تو این است که مى بینیم اشراف و بزرگان قریش براى خواستگارى دخت پیامبر صلى الله علیه آله خدمت آن حضرت رفته اند، اما پاسخ رد شنیده اند و مى گوید اختیار فاطمه علیهاالسلام در دست خدایش مى باشد.على جان چرا به نزد او نمى روى و فاطمه علیهاالسلام را خواستگارى نمى کنى امید این است که خداوند فاطمه علیهاالسلام را براى تو نگه داشته باشد.
گوید: چشمان على پر از اشک شد و فرمود: اى ابوبکر مرا به یاد چیزى انداختى که تا کنون در فکر آن نبودم ؛ بخدا قسم ، من فاطمه علیهاالسلام را مى خواهم و من کسى نیستم که از مثل فاطمه دخت پیامبر صرف نظر کنم و هیچ چیز جز تنگدستى تا کنون مانع این کار نشده و آن گاه دست از کشیدن آب برداشته ، به طرف خانه پیامبر صلى الله علیه و آله حرکت کرد.
خواستگارى على علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام
على به طرف حجره ام سلمه که پیامبر صلى الله علیه و آله در آن روز در آن جا بود رفته ، درب را کوبید.پیامبر صلى الله علیه و آله به ام سلمه فرمود: على علیه السلام آمده است ، درب را باز کن تا وارد شود.امام علیه السلام بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد گشته و پس از سلام به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله در حالیکه سر خود را به پایین انداخته بود، لحظاتى نشست و همانند کسى که براى کارى آمده ولى شرم از اظهار آن را دارد، به زمین خیره شده چیزى نمى گوید.
ام سلمه گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله دانست که در قلب على علیه السلام چه گذشته و چه مى گذرد.از این رو فرمود: اى ابوالحسن گویا مى بینم براى کارى آمده اى ! هر چه مى خواهى بگو که برایت انجام خواهم داد.
على علیه السلام فرمود: پدر و مادرم به فداى تو اى رسول خدا، تو خود بهتر مى دانى که خودت مرا از عمویت ابو طالب و از خانه فاطمه بنت اسد گرفتى در حالى که من کودکى بیش نبودم ، مرا به غذاى روحیت تغذیه کردى و به آدابت تاءدیب نمودى و در نزد من از نظر شفقت و مهربانى از پدر و مادرم برتر بودى ، خداوند مرا بر دست تو هدایت فرمود...اینک دوست دارم حال که خداوند بازوى مرا به وسیله تو محکم گردانیده ، خانه و زندگى و همسرى داشته باشم که در کنارش آرامش داشته باشم .
و من بدین جهت این جا آمده ام تا فاطمه علیهاالسلام را از تو خواستگارى کنم .آیا او را به من تزویج مى کنى ؟ ام سلمه گوید: دیدم که چهره پیامبر صلى الله علیه و آله بسیار شادمان گشته و تبسمى در چهره على کرد...(21)
شیخ طوسى در امالى از على علیه السلام روایت کرده وقتى که خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله سابقه و قرابت و خویشى خود را گفتم حضرت فرمود، یا على ؛ راست گفتى ،تو برتر از آن هستى که ذکر شود.
گوید: عرض کردم اى رسول خدا آیا فاطمه علیهاالسلام را به من تزویج مى کنى ؟ پیامبر پاسخ داد: پیش از تو دیگران آمدند و من به او پیشنهاد دادم اما در هر مرتبه نشان از رضایت در چهره او ندیدم لیک اندکى تو صبر کن تا به نزد او رفته و بازگردم .
سپس از جاى برخاسته و بر فاطمه علیهاالسلام وارد شد، حضرت زهرا علیهاالسلام به احترام پدر از جاى برخاسته و عبا از دوش پیامبر گرفته و نعلین از پایش در آورد.آنگاه مقدارى آب وضو آورده و دست و پاى پیامبر را شستشو داده و در محضرش نشست .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه علیهاالسلام جان ، عرض کرد لبیک لبیک اى رسول خدا؟پیامبر فرمود: على بن ابى طالب را که خوب مى شناسى ، از نظر سوابق و خویشى و تقدم در اسلام و...من از خداوند خواسته ام که پروردگارم تو را به بهترین بندگان خود تزویج کند...حال على آمده و تو را از من خواستگارى کرده است .نظر تو چیست ؟ فاطمه علیهاالسلام سکوت کرده و در چهره اش آثار رضایت پیدا شد.
اینجا بود که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از جاى بر خاسته و در حالى که مى فرمود:الله اکبر! سکوت فاطمه علیهاالسلام نشانه رضایت اوست ، از نزد او بیرون رفت .(22)
چرا پیامبر صلى الله علیه و آله جواب رد مى داد
در این که چرا رسول خدا صلى الله علیه و آله به خواستگاران فاطمه علیهاالسلام پاسخ منفى مى داد عللى براى آن گفته شده است : 1)در ابتداى ورود فاطمه علیهاالسلام به مدینه هنوز او به حد تکلیف شرعى نرسیده بود، زیرا با در نظر گرفتن این که وى در سال پنجم (23) بعثت به دنیا آمده است و پیامبر صلى الله علیه و آله 13 سال که از بعثت گذشت به مدینه هجرت فرمود فاطمه علیهاالسلام در آن سال 8 سال داشت ؛ بدین جهت پیامبر خواستگاران را رد مى کرده چون فاطمه علیهاالسلام به حد بلوغ نرسیده بود.(24)
2)و در برخى روایات آمده است که پیامبر صلى الله علیه و آله در پاسخ خواستگاران اظهار مى داشت :من همانند شما بشر هستم و از شما زن گرفته و زن مى دهم ، مگر فاطمه علیهاالسلام را که اختیارش در دست پروردگار است .(25)
3)چون خواستگاران همشاءن فاطمه علیهاالسلام نبودند، چنان چه علامه مجلسى از عیون اخبار الرضا از امام رضا علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام نقل کرده که پیامبر صلى الله علیه و آله به من فرمود: یا على علیه السلام بزرگانى از قریش درباره فاطمه علیهاالسلام به من گله کردند که ما او را از تو خواستگارى کردیم ولى بر ما دریغ نموده اما او را به على علیه السلام تزویج کردى .من به آنها گفتم : به خدا سوگند این من نبودم که از شما جلوگیرى کرده و به على تزویج کرده باشم بلکه این خداوند بود که دستور به چنین کارى داده است .
این جا بود که جبرئیل بر من نازل گشته و گفت : اى محمد خداى جل و علا مى گوید اگر على را خلقت نکرده بودم هرگز براى دخترت فاطمه علیهاالسلام همشاءنى روى زمین پیدا نمى شد،از آدم گرفته تا سایر مردم .(26)
و در گفتگویى که آن حضرت با ام اءیمن داشت باز پیامبر روى همشاءن بودن على علیه السلام تکیه کرده و فرمود: اءما و الله .یا ام اءیمن لقد زوجتها کفوا شریفا وجیها فى الدنیا و الاخرة و من المقربین .اى ام اءیمن آگاه باش که من دخترم فاطمه علیهاالسلام را به کفو و همشاءن شرافتمندى شوهر دادم که در دنیا و آخرت صاحب جاه و مقام و منزلتى بوده و از مقربین است .(27)
تعیین مهریه
پس از خواستگارى على علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام و پذیرفتن وى و استقبال پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از این وصلت فرمود: اگر فاطمه علیهاالسلام را به تو تزویج کنم چه چیزى را صداق او خواهى کرد؟على گفت یا رسول الله : شمشیر و اسب و زره و شترم را مهر او خواهم نمود.
پیامبر فرمود: اما شتر و شمشیر و اسب را نگه دار، زیرا تو رزمنده هستى و از این سه چیز بى نیاز نمى باشى ، و اما زره را چندان نیازى به آن ندارى و فقط همان را به عنوان مهریه براى فاطمه علیهاالسلام قرار ده .(28)
سپس به على فرمود: اى ابالحسن حال بر خیز و زره خود را به فروش ‍ رسانده و پول آن را نزد من بیاور تا آن چه را که مناسب حال شماست تهیه کنم .
امام على علیه السلام گوید: بدین منظور از محضر پیامبر صلى الله علیه و آله بیرون آمده و زره را به چهار درهم سیاه هجرى (29)به عثمان بن عفان فروختم ، وقتى که زره تحویل او داده و پولش را گرفتم ، عثمان ضمن برگرداندن زره گفت : اى ابوالحسن تو به این زره سزاوارتر از من هستى .
عرض کردم : آرى ، او گفت : این زره را من به تو هدیه کردم .على گوید: پس ‍ زره و پولش را برداشته و در مقابل پیامبر صلى الله علیه و آله قرار دادم .(30)
مقدار مهریه فاطمه علیهاالسلام زهرا
در بین مورخان اختلاف هست که مقدار مهریه فاطمه چقدر بوده است ؛ زیرا برخى آورده اند که فقط زره بوده (31)و برخى دیگر علاوه بر زره به چند چیز دیگر اشاره نموده اند و دسته سوم مبلغ مهریه فاطمه علیهاالسلام را به سکه نقره رایج آن زمان گفته اند.
اینک به خلاصه و بررسى این نظریات مى پردازیم :
الف ) زره حطمیه (32)
امام صادق علیه السلام فرمود: زوج رسول الله صلى الله علیه و آله علیا علیه السلام فاطمه علیهاالسلام على درع له حطمیه تسوى ثلاثین درهما ؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به یک زره حطمیه که ارزش ‍ آن به 30 درهم مى رسید تزویج کرد.(33)
ب ) زره و چند چیز دیگر
و در روایت دیگرى مهریه فاطمه علیهاالسلام را علاوه بر یک زره ، یک زیر انداز پوستى و یک پیراهن کهنه که از جنس برد بود مى دانند.چنان چه عبدالله بن یعفور از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: ان علیا تزوج فاطمه علیهاالسلام على جرد برد، و درع و فراش کان من اهاب کبش ‍ . (34)
ج ) پول نقد
دسته سوم مبلغى از سکه نقره رایج آن زمان را به عنوان مهریه مطرح کرده اند و نسبت به این مقدار باز سه روایت مختلف نقل شده : امام حسین علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله علیه و آله را به چهارصد و هشتاد درهم به على تزویج کرد.(35)
هم چنین روایت شده است که چهارصد مثقال نقره بوده و گفته شده پانصد درهم بوده است .(36)
توضیح و بررسى
ظاهرا در این تردیدى نباشد که مهر فاطمه علیهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است ، حال یا این پانصد درهم نقره ، پول زره بوده است و یا حاصل مجموع پول زره و چند چیز دیگرى که همراه زره به عنوان مهر فاطمه علیهاالسلام قرار گرفت . از این روى اگر چه ظاهرا اختلاف در پول نقد شده است ، اما این قابل توجیه مى باشد. زیرا اگر فقط قیمت زره را در نظر بگیریم ممکن است اشکال شود که قیمت زره چهارصد درهم و یا زیر پانصد درهم بوده است .اما با در نظر گرفتن چند چیز دیگر که برد کهنه و زیر انداز بوده باشد، برابر با پانصد درهم خواهد بود.
علامه مجلسى ضمن یادآورى روایت چهارصد و هشتاد درهم ، و چهارصد مثقال نقره ،و پانصد درهم صحیح تر است و سبب این اختلاف روایت جابر جعفى از امام باقر است که فرمود: کان صداق فاطمه علیهاالسلام برد حبرة و اهاب کبش على عرار.و روى عن الصادق علیه السلام قال : کان صداق فاطمه علیهاالسلام درع حطمیة و اهاب کبش او جدى ؛ مهریه فاطمه علیهاالسلام پیراهنى بود از کتان بافت یمن و پوستى دباغى نشده و گیاهى خوشبو. هم چنین از امام صادق علیه السلام روایت شده که صداق فاطمه علیهاالسلام زره حطمیه و پوست دباغى نشده گوسفند یا شتر بود.(37) و دلیل آن که مهر حضرت فاطمه علیهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است همانا سیره و روش معصومین بویژه پیامبر بزرگوار اسلام صلى الله علیه و آله این بود که بر اساس پانصد درهم که به مهر السنة معروف گشت عمل مى کردند.
امام جواد علیه السلام به هنگام خطبه و خواستگارى از ام الفضل دختر ماءمون مهر جده اش فاطمه علیهاالسلام را که پانصد درهم بود، معین کرد.(38) مرحوم صدوق مى نویسد: اگر خواستى ازدواج کنى پس بنگر مهرى که قرار مى دهى از پانصد درهم بیشتر نشود که همان مهر السنة باشد و بر همین مقدار پیامبر صلى الله علیه و آله با همسران خویش ازدواج کرد و بر همین اساس و پایه دختران خود را به شوهر داد، بدین جهت مهر السنة مبلغ پانصد درهم گشت ...(39) ممکن است گفته شود با توجه به روایت امام صادق علیه السلام که گفته بود: ارزش زره 30 درهم بوده چگونه با 400 درهم سازش دارد؟ پاسخ مى دهیم ؛ اولا در همه روایات به چنین چیزى اشاره نشده که ارزش زره 30 درهم بوده است و با این ممکن است زره به همان مقدارى که عثمان خریدارى کرد، ارزش داشته باشد.
و ثانیا ممکن است آن زره قیمتش بیش از 30 درهم نبوده اما عثمان آن را به جهاتى به چند برابر خریده است .
در اینجا علامه مجلسى ضمن بیانى در جمع بین این روایات فرموده : ممکن است بین این روایات به چند وجه جمع کنیم : اول آن که بگوییم زره جزء مهر بوده ، نه تمام مهر.
دوم آن که شاید مراد حضرت این باشد که آن زره امروز بود، 30 درهم بیشتر ارزش نداشت ، گر چه در آن زمان بهایش بیش از این بوده است .
سوم آن که بگوییم قیمت زره همان 30 درهم بوده است اما حضرت على آن را به پانصد درهم فروخت .
و چهارم این که برخى از اخبار و احادیث حمل بر تقیه شده است .(40)
تاءمین و تهیه جهیزیه
پس از فروش زره توسط على علیه السلام و فراهم شدن مهریه فاطمه علیهاالسلام پیامبر صلى الله علیه و آله به چند نفر دستور داد تا لوازم خانه على و فاطمه علیهاالسلام را خریدارى کنند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: حضرت مقدار 336 یا 66 درهم را جهت تاءمین لوازم منزل فاطمه علیهاالسلام به ام ایمن سپرد تا خریدارى کند و مقدار دیگرى را به اسماء بنت عمیس داد تا عطر خریدارى کند و مقدار دیگرى را به نزد ام سلمه سپرد تا براى طعام ولیمه عروسى فاطمه علیهاالسلام مصرف شود.(41) هم چنین شیخ طوسى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت بلال را فراخوانده دست برد و مبلغى از همان پول را گرفته ، به او سپرد و فرمود: براى فاطمه علیهاالسلام عطر خریدارى کن و مقدار دیگرى را به ابوبکر داد و فرمود: براى فاطمه علیهاالسلام آن چه را که مناسب حال او مى بینى از لباس و اثاث خانه خریدارى کن ، سپس ‍ عمار و برخى دیگر از یاران خود را به دنبالش فرستاده تا به کمک او بشتابند.
پس آن ها هر چه مى خواستند خریدارى کنند نخست بر او عرضه کرده اگر مصلحت مى دانست همان را خریدارى مى کردند.(42)
صورت جهیزیه فاطمه علیهاالسلام
و آن چه که این چند نفر به عنوان جهیزیه براى فاطمه خریدارى کردند، عبارت بود از: 1.یک قواره پیراهن به قیمت هفت درهم .
2.یک عدد روسرى بزرگ به قیمت چهار درهم .
3.یک حوله سیاه خیبرى .
4.یک تخت خواب که با برگ درخت خرما بافته شده بود.
5.دو عدد تشک کتانى از کتان هاى مصرى که درون یکى از آن ها لیف خرما و در درون دیگرى پشم گوسفند پر شده بود.
6.چهار عدد بالش از پوست میش مکه که از گیاه خوشبویى به نام اذخر پر شده بود.
7.یک تخت پرده پشمى .
8.یک قطعه حصیر.
9یک عدد دستاس .
10.یک عدد طشت مسى براى شستن لباس .
11.یک عدد مشک چرمى براى کشیدن آب از چاه .
12.یک بادیه بزرگ براى دوشیدن شیر.
13.یک ظرف چرمى براى آب .
14.یک آفتابه گلى لعابى شده .
15.یک سبوى گلى سبز.
16.دو عدد کوزه سفالین .
17.یک قطعه پوست چرمى
18.یک چادر از پارچه هاى بافت قطر.(43)

مراسم ازدواج فاطمه علیهاالسلام
یک ماه از ماجراى عقد على و فاطمه علیهاالسلام مى گذشت تا اینکه جعفر و عقیل (44) و بنابر نقل شیخ طوسى ، همسران پیامبر به على گفتند که در صورت تمایل از آن حضرت بخواهند تا مراسم عروسى را به راه اندازند.
و با اعلام موافقت از سوى على و رفت و آمد ام اءیمن به خانه پیامبر صلى الله علیه و آله ، نخست ام اءیمن در محضر رسول خدا چنین گفت : اى رسول خدا اگر خدیجه زنده بود امروز در مراسم جشن و عروسى فاطمه علیهاالسلام چشمش روشن مى گشت ، این على است که همسرش را مى خواهد.
پس چشم فاطمه علیهاالسلام را به وسیله همسرش روشن بنما و هر دو را جمع نموده و چشم ما را هم به این کار روشن گردان .
پیامبر در پاسخ فرمود: چرا خود على چنین در خواستى از من نکرده ، چرا که توقع ما از او چنین بود...(45) ام اءیمن گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله به من فرمود: حال به دنبال على رفته و او را به نزد من بیاور.
به دنبال فرمان پیامبر صلى الله علیه و آله به سوى على رفته دیدم که او در انتظار من است ، تا مرا دید پرسید: اى ام ایمن چه کردى ؟ عرض کردم : پیامبر صلى الله علیه و آله در انتظار توست .
على فرمود: من همان وقت بر خاسته بر پیامبر صلى الله علیه و آله وارد شدم در حالى که از شرم و حیا از رسول خدا سر به زیر انداخته بودم ، در محضرش نشستم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا دوست دارى که همسرت به نزد تو بیاید؟ من در حالى که سرم پایین بود گفتم : آرى پدر و مادرم به فدایت .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: من امشب یا فردا شب این کار را انجام خواهم داد.(46)
پس به امیر مؤ منان فرمود: یا على منزلى را آماده کن تا فاطمه علیهاالسلام را به آن جا منتقل کنى .
على فرمود: یا رسول الله صلى الله علیه و آله هیچ منزلى یافت نمى شود مگر منزل حارثة بن نعمان .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند ما دیگر از حارثة خجالت مى کشیم زیرا بیشتر خانه هایش را از او گرفته ایم .این سخن که به گوش حارثة رسید خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمده ، عرضه داشت : یا رسول الله صلى الله علیه و آله من و اموالم در اختیار خدا و رسولش هستیم ...پس ‍ فاطمه علیهاالسلام را در شب عروسى در خانه حارثة بن نعمان اسکان داد.
آراستن فاطمه علیهاالسلام
این جا بود که رسول خدا صلى الله علیه و آله نگاهى به زنان کرد و گفت : چه کسى در این جا حضور دارد؟ ام سلمه گفت : یا رسول الله صلى الله علیه و آله من هستم و این زینب و این فلان و فلان در این جا نشسته اند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: براى دخترم و پسر عمویم حجره اى در یکى از خانه ها مهیا کنید.
ام سلمه گفت : در کدام حجره اى رسول خدا صلى الله علیه و آله ؟
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: در ح

/ 5 نظر / 51 بازدید
سجاد شکوه

سلام اللهم عجل لولیک الفرج و عواقب امورنا خیرا منتظرم/خداقوت[گل]

لیلا

سلام دوست خوبم با پست جدید به روزم و منتظر حضور گرمت .. درپناه حق [گل]

fotros

سلام دوست خوبم شرمنده بابت نبودنم درگیر امتحانای دانشگاه بودم ان شا الله از این به بعد در خدمتتون هستم وبمو با ویژه نامه ماه رمضان بروز کردم حلول این ماه مبارک رو بهتون تبریک میگم خوشحال میشم اگه به من سر بزنید و نظر بذارید[گل]

سید جلال

خداوندا ؛ دنياي آشفته ي درونم را که تنها از نگاه تو پيداست، با لالايي مهربان خود، آرام کن تا وجود داشتن و بودن را به زيبايي احساس کنم…

لیلا

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام دوست خوبم با پست جدیدم به روزم ومنتظر حضورسبزتون [گل]